تبلیغات
فرکانس تفکر (ارتعاش اندیشه) - اعیاد ملی و مذهبی
جمعه 25 اسفند 1396

اعیاد ملی و مذهبی

   نوشته شده توسط: فرکانس تفکر ( ارتعاش اندیشه )    نوع مطلب :تاریخ و جغرافیا ،کتاب ،جامعه ،

همه ساله در روز اول فروردین ماه شمسی، موقعی كه آفتاب به نقطه اعتدال ربیعی رسیده و از برج حوت (اسفند) به حمل (فروردین) منتقل میشود و سال نو میگردد، با تشریفات بسیار توسط ایرانیان منعقد میشود.

واژه عید در اصل از فعل عاد (عود) یعود است و برای آن معانی متعددی آوردهاند: (خوی گرفته - روز فراهم آمدن قوم - هر روز كه در آن انجمن یا تذكار فضیلتند. یا حادثه بزرگی باشد، از آن رو به این نام خوانده شده است كه هر سال شادی نوینی باز آرد.)

عدهای هم بر این عقیده هستند كه اصل واژه عید از عادت است زیرا فامیل و اقوام بر گرد آمدن دور هم در آن روز عادت كردهاند.

در لغتنامه تاجالعروس درباره عید آمده است: «عید در نزد عرب زمانی است كه در آن شادیها یا اندوهها، باز میگردد و تكرار میشود» و در فرهنگ معین آمده: «عید روز مباركی است كه در آن مراسم جشن میگیرند و شادی میكنند و در این روز به همدیگر عیدی میدهند از قبیل پول، خلعت ...»

واژه عید در قرآن، فقط یك بار آمده است.

[اللهم انزل علینا مائده من السما تكون لنا عید الاولنا

و آخرنا و آیه منك]

«خدایا! نازل كن برای ما مائدهای از آسمان كه برای اولین و آخرین از ما عید باشد و نشانهای از تو.»

   * اعیاد اسلامی مذهبی

این اعیاد به عنوان بستری برای فرهنگسازی معطوف به شادی، باید مورد توجه جامعه ایران قرار گیرد. این موضوع مورد اهمیت از آن نظر مهم خواهد بود كه توجه شود، ایران اسلامی در مرحلهای از گذار قرار گرفته و در راه رسیدن به توسعهای كه آغاز كرده به ناچار با مشقّتهای فراوانی روبرو است و عناصر اسلامی در این مسیر میتوانند كمك شایانی به تسهیل مسیر توسعه داشته باشند.

                                         عید مبعث (یوم البعث)

این عید، روزی است كه صدای گامهای آغازین رسالت را فریاد میزند، صدایی دلانگیز از غار حرا. گویی این غار هماكنون متولد شده است، در دامن چهل سالگی الگوی جهانیان. این غار، خاك نعلین برترین آفریده را توتیای چشم خویش كرده است و نخستین واژههای عرشی قرآن را در دل دارد.

از هیاهوی شهر میگریزی، به رسم شوم دختركشی پشت میكنی و به سوی آرامش محض گام برمیداری، سنگهای سخت را جا میگذاری تا به غار برسی و تاریكیاش را به نور برسانی.»

برحسب روایات در 27 ماه رجب در غاری در كوه جبل به نام حراء،  برای اولین بار بر پیغمبر (ص) شش آیهی اول سورهی فلق نازل گردید.  آن حضرت در آن روز از جانب خداوند به رسالت مبعوث و به هدایت و ارشاد خلایق مأمور گشت.

دولت ایران این عید را جزء اعیاد رسمی و دولتی قرار داده و تعطیل عمومی اعلام داشته است. مردم ایران این روز را گرامی داشته و جشن میگیرند.

                                                    عید میلاد النبی

این روز سالگرد تولد حضرت محمد (ص) پیامبر اسلام است. اهل تسنن بر حسب روایات خود، روز دوازدهم ربیعالاول و شیعیان به موجب روایات دیگر هفدهم همان ماه را روز میلاد میدانند. پیامبر گرامی اسلام در سال عامالفیل در مكه، كنار كعبه. كانون خداپرستی دیده به جهان گشود. پیامبر (صلیالله علیه و آله و سلم) از نسل پاكی به دنیا آمد كه هرگز جز خداوند یگانه را نپرستیدند.

حضرت محمد (ص) قبل از اینكه به رسالت برسند، به جانب كعبه، مطابق دین ابراهیم علیهالسلام نماز میخواندند و به این دین اعتقاد داشتند.

میلاد محمد (ص) واپسین و بزرگترین راه نجات بشر و آخرین اتمام حجت خداوند بر بشر بود. خداوند محمد صلی الله ... را به آفرینش بخشید تا بشر را از سیاهی، نادانی و گمراهی نجات دهد.

                                               عید فطر

برابر است با روز اول ماه شوال، هر سال كه در آن روز مسلمانان جهان به جهت فراغت از فریضه ماه رمضان، گرفتن روزه و رؤیت هلال ماه شوال عید میگیرند و روزه گرفتن در آن روز را حرام میدانند این روز از قرون اولیه اسلام، نزد اسلامیان از عرب و عجم روز شادی و جشن شمرده میشود و در این روز دادن فطریه واجب است كه مطابق قوانین شرعی به مستحقان بذل میشود و همچنین در صبح روز بعد از طلوع آفتاب نماز عید و خطبه مخصوص در مساجد (یا مصلی) برگزار میشود.

                                            عید اضحی - عید قربان

در هر سال، در روز دهم ذیحجه الحرام كه حاجیان در مكه مراسم قربانی بعمل میآورند و مناسك حج به پایان میرسد، مسلمانان عید میگیرند. در سایر بلاد اسلام نیز آن روز را مقدس شمرد.

و جشن گرفته و برای مزید ثواب، حیوانی حلال گوشت، مانند شتر یا گوسفند یا بز را مطابق مراسمی با تلاوت ادعیه، قربانی میكنند و نماز عید در مصلی به عمل میآورند.

روز نهم ذیحجه كه موسوم به (یوم عرفه) است، مردم كارشان را نیز غالباً تعطیل كرده و در آن روز ادعیه و آداب شرعی انجام میدهند، دو عید فطر و اضحی (قربان) در ممالك سنی و شیعه مذهب، اعیاد رسمی دولتی است و ادارات حكومتی تعطیل میكنند. اولیا به امت و ملت خود تهنیت میگویند و در برابر آن نیز روز دهم ذیحجه (عید قربان)، را هر سال جشن میگیرند.

                                             عید غدیر خم

هیجدهم ماه ذیحجةالحرام، بر حسب روایات معتبر، روزی است كه پیغمبر(ص) در سال حجةالوداع (10 هـ) هنگام  مهاجرت از مكه به مدینه، همراه سپاهیان اسلام، در محلی به نام «غدیر خم» فرود آمدند، و پس از ایراد خطبهی معروفی كه در كتب سیره به تفضیل وارد است، دست علی بن ابیطالب، داماد و پسر عم خود را بلند كرد و فرمودند: «من كنت مولا فهذا علی مولاه - الهم انصر من نصر و اخذل من خذله ...»

در حقیقت از آن روز خلافت علی منصوص گشت. از زمان سلاطین آلبویه این روز مبارك به علامت شادی از خلافت علی (ع) روز جشن و سرور شمرده میشود و در تمام بلاد شیعهنشین جهان از هند تا سوریه آن را محترم و مقدس میشمارند.

در ایران این عید جزء اعیاد رسمی دولتی است و در این روز بزرگ مراسم عام به عمل آمد و جشنها با همراهی و چراغانی شهر به حد كمال میرسد.

    * اعیاد ملی

اعیادی كه بر حسب روایات و سنن باستانی از رسوم ایرانیان قبل از اسلام بوده، فراوان و متعدد است.

بعضی از آنها مانند جشن سده و جشن بهمنجه تا چند قرن اوایل تاریخ هجری معمول بوده است؛ ولی فعلاً منسوخ و متروك شده، اما بعضی دیگر در سرنوشت ایرانیان چنگ زده و ریشه نموده است و گذشت تاریخ نتوانست هیچگونه لغزشی در اصل این سنتهای زیبا پدید آورد.

عید به معنای جشن و روز جشن به معنای هر روزی كه در آن یادبودی باشد از خوشی و شادی برای گروهی.

                                                   عید نوروز

جمشید پسر طهمورث، چهارمین پادشاه پیشدادی بنابر داستان شاهنامه هفتصد سال سلطنت كرد و جشن باستانی نوروز را بنیاد نهاد و رسوم و آیینهایی برقرار ساخت، او را جم و جمشاب هم گفتهاند.

همه ساله در روز اول فروردین ماه شمسی، موقعی كه آفتاب به نقطه اعتدال ربیعی رسیده و از برج حوت (اسفند) به حمل (فروردین) منتقل میشود و سال نو میگردد، با تشریفات بسیار منعقد میسازند.

این عید كه از سنن دیرین ایرانیان است هنوز نزد زردتشتیان ایران و پارسیان هند و دیگر ایرانیان نیز رعایت میشود و غالباً تا روز سیزدهم فروردین این جشن ادامه دارد. مردم جامههای نو پوشیده و به شادباش و تهنیت نزد بزرگان و دوستان و خویشاوندان میروند و آجیل و شیرینی بسیار صرف میكنند.

و در ساعت تحویل آفتاب سفره خاصی كه در آن حتماً هفت چیز كه اول آنها به حرف (سین) شروع میشود، میچینند و عمارات و خانههای خود را با گل و شمع تزیین میكنند و بزرگترها به كوچكترها هدیه و عیدانه میدهند. این جشن را سلاطین مسلمان ایران نیز همانند خسروان قدیم محترم و مرعی میداشتند. در این روزها گویی طبیعت نیز به اقتضای اعتدال فصل با مردم ایران در شادی و سرور شریك است، زیرا از آن روز بهار با كمال طراوت و لطافت آغاز میگردد.

شاعران در این روز جامهها و قصاید زیبایی میسرایند كه مجموعه آنها در ادبیات ایران فصلی بزرگ را تشكیل داده است

                                                 عمو نوروز

در داستانهای كهن اصفهان آمده كه سال كهنه همچون پیرزنی كه سمبل سال كهنه است، میماند كه چشم انتظار آمدن عمو نوروز كه سمبل سال نو است میباشد. این پیرزن همیشه با طوفانها و بادهای شدید فصلی خانهتكانی میكند و خانهی خود را برای آمدن عمونوروز آماده میكند. اما به هنگام تحویل سال به خواب میرود و از دیدار عمو نوروز محروم میماند.

در زمان خواب، سال تحویل میشود و عمو نوروز میآید و پیرزن را در خواب میبیند، پكی به غلیان میزند و از شیرینی سفره تناول میكند و باز میگردد، كمی بعد از رفتن عمو نوروز، پیرزن بیدار میشود و میفهمد كه سال تحویل شده و عمو نوروز آمده و رفته است.

اگر خود را به آب زند باران میبارد و اگر به خاك بیفتد طوفان برپا میشود. سپس چارهای ندارد كه سال دیگری صبر كند.

میگویند سالی كه عمو نوروز و پیرزن همدیگر را ملاقات كنند دنیا به آخر میرسد.

                                              حاجیفیروز

حاجیفیروز كه آدمی سیهچهره اما با لباسی قرمز و در حال شادی است نیز نشان از موجودی است كه از دنیای مردگان بازگشته، ولی در حال شادی است. چون دوباره زنده شده و به زندگی بازگشته است و این خود نمادی دیگر از بهار و نوروز است و شاید بتوان آن را شبیه به بابانوئل مسیحیان دانست.

در جای دیگر آمده است، گروهی بازیگر دورهگر بودند كه از چند روز پیش از نوروز تا سیزدهم فروردین در شهر میگشتند و مژده فرا رسیدن بهار را به مردم میدادند، هر گروه چند بازیگر نوازنده داشت، هر یك از بازیگران خود را به شكل و لباسی خاص درمیآورد؛ بازیگر صورت خود را سیاه میكرد، جامه سرخ یا رنگارنگ میپوشید، كلاهی بلند و نوك تیز معروف به (كلاه بوقی یا شیپوری)، با زنگ و منگوله به سر میگذاشت و مشعلی به دست میگرفت و پیدرپی شعله آن را در دهان میكرد یا از نفتی كه در دهان نگه میداشت به شعلهی مشعل میدمید و آن را تند و تیز میكرد.

بازیگری دیگر صورَتكی سیاه بر چهره میزد، روی سر خمیری میگذاشت و روی آن پنبه و كهنه آغشته به نفت آتش میزد و شیرینكاری میكرد، كمكم آتشافروزها جای خود را به حاجیفیروزها دادهاند، حاجیفیروزها هم لباس سرخ یا رنگارنگ با زنگ و منگوله میپوشند و صورت و گردن را سیاه میكنند ولی بدون آتش و مشعل به خیابانها میآیند و با ساز و آواز و زدن دف دایره و رقص وشیرینكاری به استقبال نوروز میروند.

                                               هفت سین

ایرانیان جشنها و آیینهای دارند كه یكی از آنها نوروز است.

نوروز بزرگترین جشن ایرانیان است در پیشینهی مناطق ایران در تحویل سال سفره هفتسین میگسترانند. یعنی 7 چیز بر روی سفره وجود دارد كه اول آنها با سین شروع شده است.

جذابترین سنت نوروز نام سفره است كه سفره هفت سین خوانده میشود و تشكیل شده است از:

1- سیر (نماد پاكی و پاكیزگی، دفع بیماری)

2- سركه (نماد پاكیزگی، بركت)

3- سماق (نماد پاكیزگی)

4- سنجد (نماد عشق و دلدادگی)

5- سمنو (نماد خوبی رشد گیاه)

6- سبزه (موجب فراوانی و بركت)

7- سیب (نماد زایش)

گلهایی كه سفره هفتسین را خوشبو میكنند سمبل و سوسن هستند.

برخی سین را كوتاه شده واژه سینی میدانند و میگویند در زمان قدیم مائدههای تازه و خشك زمینی را در هفت سینی با هفت خوان مسین میچیدند و در نوروز به حضور شاهان میبردند، هر یك از این مائدهها نمونه یكی از محصولاتی بود كه در سرزمین ایران به دست میآمد.

نوروز از اول بهار آغاز میشود، شروع شدن سال جدید برای هر كشوری به دین و فرهنگ و نژاد آنها ربط دارد.

                                              سیزدهبدر

جشن سیزده فروردین ماه روز بسیار مبارك و فرخندهای است. ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی كمتری دارند آن روز را نحس میدانند و برای بیرون كردن نحسی از خانه و كاشانه خود، كنار جویبارها و سبزهها و دشت و دمن میروند و به شادی میپردازند، تاكنون هیچ دانشمندی ذكر نكرده كه سیزده نوروز نحس است، بلكه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانستهاند. مثلاً در صفحه 266 آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس آورده شده كه در آن سیزده نوروز كه فیروز نام دارد كلمه (سعد) به معنی فرخنده آمده و به هیچ وجه نحوست و كراهت ندارد، بعد از اسلام چون سیزده تمام ماهها را نحس میدانند به اشتباه سیزده عید نوروز را نیز نحس شمردهاند، وقتی دربارهی نیكویی و فرخنده بودن روز سیزدهم نوروز بیشتر دقت و مرور میكنیم مشاهده میشود موضوع بسیار معقول و مستند به سوابق تاریخی است. سیزدهم هر ماه شمسی كه تیرروز نامیده میشود مربوط به فرشته بزرگ و ارجمندی است كه تیر نام دارد و پهلوی آن را تیشتر میگویند. فرشته مقدس تیر در كیش مزیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد.

ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی كردن كه به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را كه روز فرخنده است به باغ و صحرا میرفتنند و شادی میكردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن روز نوروز را به پایان میرسانیدند.

یكی از رسوم سیزده بدر گره زدن سبزه میباشد.

افسانه آفرینش در ایران باستان و مسئله نخستین بشر و نخستین شاه وداشتن روایاتی درباره كیومرث حائز اهمیت زیادی است.در اوستا چندین بار از كیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. مشیه و مشیانه كه پسر و دختر دوقلوی كیومرث بودند و روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان باهم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نكاحی شناخته شده نبود، آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایه ازدواج خود را بنا نهادند، این مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام میدادند و امروزه هم دختران و پسران بر بستن پیمان زناشویی نیت میكنند و علف گره میزنند. این رسم از زمان كیانیان تقریباً متروك شد، ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شد و تا امروز باقی مانده است.

در كتاب مجملالتواریخ چنین آمده: اول مردی كه به زمین ظاهر شد پارسیان او را كل شاه گویند پسر و دختری از او ماند كه مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج كردند و در مدت پنجاه سال هجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند، جهان نود و چهار سال بیپادشاه بماند و كردهای ایران و عراق كه زردشت را از خود میدانند روز سیزدهم فروردین را جزء جشن نوروز به حساب میآورند.

در جای دیگر، گره زدن دو شاخه سبز در روزهای پایان زایش كیهانی را تمثیلی از پیوند یك مرد و زن برای پایداری سلسل زایش میانگارند، شادی و خنده در این روز به معنی فرو ریختن اندیشههای تیره و پلیدی،

روبوسی: در این روز نهاد آشتی و به منزله تزكیه؛

خوردن غذا در دشت نشانه: فدیه گوسفند بریان؛

به آب انداختن سبزههای تازه رسته: نشانه دادن هدیه به ایزد آب یا ناهید؛

گره زدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثیلی برای پیوند زن و مرد برای تسلسل نسلها؛

رسم مسابقهها به ویژه اسب دوانی: یادآور كشمكِش ایزد باران و دیو خشكسالی است.

داستانها و اطلاعات شیرین در گوشهای از اذهان ما جا میگیرند و با گذشت زمان هیچگاه به فراموشی سپرده نخواهند شد. مخصوصاً كه ریشه در خون، نژاد و خاك داشته باشد، ایران كه مهد تمدنهاست دارای انبوهی از این داستانها و حكایات میباشد.

آشنایی با این روایات و داستانهای ایران باستان خالی از لطف نیست.

  -------------

منبع : بخشی از کتاب اعیاد ملی و مذهبی(آیین و حکایت های خواندنی)

اثر : معصومه آقا رفیعی

 ناشر : انتشارات نظری 88102775


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.