تبلیغات
فرکانس تفکر (ارتعاش اندیشه) - خزانِ سبز" یاسمن سپید"

Image result for ‫برگ خزان و سرطان‬‎

... موهایش را که از ته زدند هیچ اشکی نریخت.گله و شکایتی نکرد. اتفاقن خیلی هم خوشحال بود و ذوق داشت.
خم شد و موهای روی سرامیک را میان مشت کوچکش دسته کرد.
همه مات و مبهوت نگاهش می کردند. به تمام چشم ها و چشم آشنایی که خیس اشک بود لبخند زد.
از میان آنها قدم برداشت و داخل حیاط شد.
به بلندترین درخت خزان زده رسید.دسته موها را زیر درخت ، روی برگهای زرد گذاشت و با همان دستهای کوچک رویشان خاک ریخت. بعد چشم هایش را بست و زیر لب دعایی خواند و با لبهای غنچه اش به خاک و درخت فوت کرد.
چند روز پیش، از مادربزرگ شنیده بود وقتی بهار برسد برگهای زرد از خاک به ریشه و از آنجا به شاخه ها باز خواهند گشت و باری دیگر سبز خواهند شد.پرسیده بود و موهای من؟ مادربزرگ گفته بود : و موهای تو...


یاسمن شکری



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.